پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
90/ از لطف بی‌دریغ هوادار تا نمک نشناسی بازیگر
نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر 1392
ساعت : 10:37 ق.ظ
نویسنده : مسعود اجارودی
تبریز در میهمان‌نوازی نامی یگانه است.
از لطف بی‌دریغ هوادار تا نمک نشناسی بازیگر
بلا روزگاری‌ست عاشقیت ...
رضا عباسی
90: تبریز در میهمان‌نوازی نامی یگانه است. غریبه و آشنا هم نمی‌شناسد. آذری بی‌منت محبت می‌کند و بی‌دریغ. مهربانی از نگاه او البته «امانت» نیست. او عشق نمی‌ورزد که پاسخی ببیند. عشق آذری اصالت دارد و بی‌حساب و کتاب است. پشت آن «چرتکه» و «ماشین حساب» نیست تا به طمع هدفی محبت کند. این را تاریخ نشان داده است.
تبریز در میهمان‌نوازی نامی یگانه است.

از لطف بی‌دریغ هوادار تا نمک نشناسی بازیگر
بلا روزگاری‌ست عاشقیت ...
رضا عباسی
90: تبریز در میهمان‌نوازی نامی یگانه است. غریبه و آشنا هم نمی‌شناسد. آذری بی‌منت محبت می‌کند و بی‌دریغ. مهربانی از نگاه او البته «امانت» نیست. او عشق نمی‌ورزد که پاسخی ببیند. عشق آذری اصالت دارد و بی‌حساب و کتاب است. پشت آن «چرتکه» و «ماشین حساب» نیست تا به طمع هدفی محبت کند. این را تاریخ نشان داده است.
***
هوادار تراکتور تیمش را عاشقانه می‌خواهد. برای او تراکتور تفریح و تزئین و اوقات فراغت نیست. برای او تراکتور «زندگی» است. همین است که هر آنچه به تیم محبوبش متصل باشد را دوست می‌دارد. به همین سبب است که مدیر و مسئول و بازیکن تراکتور را بی‌دریغ حمایت می‌کند، برایش هورا می‌کشد، لقب می‌سازد و عاشقانه دوستش می‌دارد. اینگونه هوادار تراکتور از «تماشاگر» بودن فراتر رفت و یار دوازدهم شد. او به ورزشگاه نمی‌آید که بازی تیمش را ببیند. می‌آید که هوای تیمش را داشته باشد، به تیمش نیرو دهد و پشتیبانش باشد. که بوده است. تمام و کمال...
***
این حمایت بی‌دریغ و لطف بی کران البته «توهم» برانگیز هم هست. باعث می‌شود برخی را خیالات بردارد. بازیکنی بی‌نام و نشان با معجون عشق و احساس این هوادار باوفا، سری میان سرها درمی‌آورد و کسی می‌‌شود. اما از خاطر می‌‌برد که او بی‌ این عاشقان سینه چاک «چیزی» نیست. هیچ چیز نیست. این توهم، البته داخلی و خارجی هم نمی‌شناسد. چه فلاویو لوپز باشد که می‌‌گویند شرم را خورده و حیا را «قی» کرده است، چه آنهایی که خود را کاپیتان می‌دانند و همه کاره. بازیکنی که به خودش اجازه می‌دهد «حرمت» تیم را لگدمال کند و برای تراکتور حاشیه بسازد حتی اگر عشق به تراکتور و هوادار لقلقه زبانش باشد «دروغ»‌ می‌گوید. عشق به تراکتور به گفتار نیست به «رفتار» است. بازیکنی که به بهانه پول و بازوبند و بودن این و رفتن آن، ذره‌ای از تعهدش به تیم کم بگذارد به تراکتور و هوادارش خیانت کرده است. چه فلاویو لوپز خارجی باشد چه فلان بازیکن مدعی، با لقب‌های آنچنانی... همانها که تعصب به تراکتور را فقط نقش بازی می‌کنند و بیش از آنکه بازیکن باشند بازیگرند.
***
حرف‌های اخیر لوپز- اگر واقعا حرف او باشد- چیزی از تراکتور و هوادارش کم نمی‌کند چه بسا بر آن می‌افزاید. این نشان می‌‌دهد هوادار تراکتور عشقش را چگونه پای کسانی می‌ریزد که درکی از این واژه مقدس ندارند. این البته تنها به لوپز باز نمی‌گردد. آنهایی که نامی ایرانی دارند و اصالتی آذری و به بهانه پول و قدرت و ... فصل پیش چه کارها در رختکن تیم نکردند جرمشان از یک خارجی بیشتر است. حرف بیش از این است. فعلا اشارتی بس!
 


 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات